مطلبی رو دوستان ایمیل کرده بودندکه با خوندنش هم کلی خندیدم هم ........ چی بگم ! ؟
خودتون بخونید:
داشتم فكر ميكردم به اين موضوع مدرك جناب آقاي كردان. معركه در معركه. مدرك دكتراي تقلبي، گذراندن همزمان واحدهاي ليسانس و فوق ليسانس و نهايتا عدم اخذ هيچگونه مدرك ليسانس و يا فوق ليسانس. نميدونم اين چه عطشيه كه آدمها ضمن اينكه در مواقع ضروري پشت نقاب تعهد مخفي ميشن، اما از پرستيژ در برابر سر و همسر - كه خب البته كه منصب و كاركنان و كارمندان نيز جزء سر و همسر و تيول دوستان محسوب ميشه – غافل نيستن. آبرومدار و تقلب محور از صفات كريمه ماست. بهرحال وقتي پاي مقام محترم وزارت فلان ويا مديريت فلان در ميان باشد، زشته كه اهالي دفتر گاهي آقاي وزير يا مدير رو روانه دانشگاه نكنن. روزگاري كه قرارشد تعهد جاي تخصص رو بگيره، وقتي كه قرارشد دست ايادي استكبار و وابستگي مقهور در برابر غرب كه از آستين مشتي دانشگاهي منفعل درامده بود رو قطع كنن، مدارك شد كاغذپاره و تخصص شد چيزي در رديف كشك. دوستان مستحضر به قدرت قهار لايزال بودند و الخ. امروز مشخص شده كه در تمام اين مدت دوستان آنگاهي كه همه بر سر ميزان محاسن با گزينش و حراست و ... كه شكرخدا در كشورما كم هم نيستند درگير بودند، بعضيها همزمان در مقطع ليسانس و فوق ليسانس درس ميخوندن. كمي تاحدي قايم موشك بازي اصولگرايانه. شما مشغول باشيد تا ما برسيم. اونوقت يهو انگار كه از جعبه شعبده بازي به جاي خرگوش، طاووس علييين شده درمياد. قصه همين جا ختم نميشه. بعضيها همين زحمت رو هم بخودشون ندادن. كار بجايي رسيده كه دوستان اصولگرا چنان تازيانه مدرك رو بر فرق دولت مهرورز فرود مي آورند كه گويي"پيچ راديو اسرائيل را براي تخريب نظام بازكرده اي." وقتي نخبگان سياسي كشور چيزي فروتر از كف فرهنگي جامعه باشند، چندان عجيب نيست كه مثلا اقاي رحيمي مدركي به كارگزيني رياست جمهوري ارائه داده يا نه. براي خدمت احتياجي به اين كاغذپاره ها نيست. اهالي درس و تحقيق جميعا سركارين. آقاي اميررضا واعظي آشتياني كه آخرين مدرك تحصيلي ارائه داده اش به كارگزيني ماشين سازي اراك، ديپلم بوده، با عنوان مهندس وارد شوراي شهر پايتخت ميشوند و از مزاياي كارشناس ارشد در سازمان صنايع كوچك برخوردار شده و با خبرگزاري ايپنا با عنوان دكتر مصاحبه ميكنند. كي به كيه؟ شما راحت باش. آقاي خسرو دانشجو كه با عنوان دكتر وارد شوراي شهر دوم (درسال 81) و شوراي شهر سوم (درسال 85 ) ميشوند، ورودي 86 دكتراي دانشگاه آزاد هستند. ضمن اينكه نيازي به اين كاغذپاره ها نيست، تلاش براي كسب آن از اوجب واجبات است. بهرحال در كشوري كه وظيفه يك مقاطعه كار ساختماني بعنوان رييس سازمان برنامه، انحلال آن است، ياد ايام زمستان و حقوق بازنشستگي در كنار ساير مزاياي حاضر، از باب احتياط، شرط عقل است. اين شما و اين دبيرستانهاي دانشگاه خوانده و ناظمان ستاره بدست. نينجاهاي افسانه اي هم ياراي پرتاب ستاره براي از پا انداختن حريفان را از دوستان فرابگيرند، بد نيست. عنوان ديپلمه بيكار به افسانه ها پيوست بشتابيد كه ارزونش كردن. صائب تبريزي 4 قرن پيش نوشت:
گر برف سرخ ببارد زآسمان بخت سياه اهل هنر سبز ميشود
تا موقعي كه زبان سرخ در دهان اهل هنره، سر سبز پيش دوستانيست كه اگر صراحت رسول خدا درباره ختم نبوت نبود، تا حالا مقام رسالت روهم مصادره كرده بودن. گيرم كه فردي از اهالي يكي از شهرهاي تركيه يا كودكي اسپانيايي زبان در آغوش مادر در ناف ينگه دنيا.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر