آبان ۰۱، ۱۳۸۷

فرصت تاریخی نخبگان

فرصت تاریخی نخبگان
سپهر سیاست ایران شكست را زمانی تجربه كرد كه نخبگان جامعه چراغ‌هایشان را خاموش كردند و مردم كورمال‌كورمال دست به دیوار گرفتند تا زمین نخورند اما به چاله افتادند. انتخابات سال 84 در حالی برگزار شد كه نخبگان اجتماعی تحریم را بر تشریح وضع ترجیح دادند، نخبگان سیاسی ناامید از نتیجه‌گیری بودند و دانشجویان نیز كه همیشه نقش اكتیوكردن فضای انتخابات را در كشور به دوش گرفته‌اند، علاوه بر تحریم و ناامیدی، دلسرد نیز شده بودند. در واقع آنچه از صندوق‌های رای در سال 84 بیرون آمد، ناشی از عدم‌حضور نخبگان و به‌طور اخص اشتباه تاریخی محافظه‌كاران عاقل و اصلاح‌طلبان معتدل و پیشرو بود. محافظه‌كاران عاقل كه بیشتر از میان راست سنتی برخاسته بودند، دیگر نفوذ كلام‌شان را از دست داده‌اند و سربازان متمرد آنها بدون توجه به فرمان ژنرال‌های خود، پا به عرصه قدرت گذاشته و همچنان سرمست از پیروزی، بدون زین، سوار بر اسب سركش قدرت شده‌اند و می‌تازند.
اصلاح‌طلبان نیز كه بخش مهم و عمده‌ای از نخبگان تاثیر‌گذار جامعه را تشكیل می‌دادند علاوه بر اینكه در دوران پس از خاتمی، دچار تشتت آراء شده بودند حتی چنگ زدن بر دامان هاشمی رفسنجانی نیز آنها را نجات نداد؛ چراكه هم ناامید بودند، هم دلسرد و هم تحریمی! اكنون كه بیش از سه سال از آن دوران می‌گذرد، برخی نخبگان جامعه، فتیله‌های فانوس خود را پایین كشیده و برخی آن را برداشته و مام وطن را ترك كرده‌اند، به همین خاطر در عصری كه به سرعت به سوی آزادی، توسعه و رفاه پیش می‌رود چه بسا اسف‌انگیز‌ترین حالت، از دست دادن پیشگامان آزادی، رفاه وتوسعه است. امروز توده مردم به نخبگان خود نیازمندند، اما چون این نیاز با ویژگی‌های بیولوژیك آنها سر و كار ندارد و به خورد و خواب و قضای حاجت‌شان مستقیما ارتباطی پیدا نمی‌كند، آنها این نیاز را حس نمی‌كنند و اولویت اول زندگی‌شان نیست چرا كه همیشه نیازهایشان در سبد‌های خانوار جا شده و چون نخبگان را نمی‌شود در سبد خانوار قرار داد، پس توده مردم آنها را نمی‌بینند اما نخبگان وظیفه دارند خود را بنمایانند. اگر توده مردم به حال خود رها شوند، تصمیمی بهتر از آنچه كه سال 84 گرفتند، نخواهند گرفت. امروز وظیفه نخبگان جامعه است كه همچون گذشته چراغ‌های اندیشه خود را روشن كنند تا مردم بار دیگر در دست‌اندازهای انتخابات زمین نخورند و به چاله نیفتند. تكرار روند فعلی در سال 88 - كه به قول خاتمی نه به نفع نظام است نه انقلاب و نه اسلام- افتادن به چاه است؛ چاهی كه بیرون آمدن از آن به آسانی میسور نیست.
دوران فعلی كمتر در تاریخ جمهوری اسلامی ایران رخ داده؛ دوره‌ای كه نخبگان حكومتی و نخبگان غیر حكومتی، باید یك هدف را پیگیری كنند و آن نجات مردم، نظام و اسلام از دست سربازان متمردی است كه بدون فرمانده فقط رو به جلو به پیش می‌روند. سرباز بدون فرمانده هر حركتش خطرناك است به همین خاطر محافظه‌كاران عاقل و اصلاح‌طلبان، امروز باید به نجات ملی بیندیشند و در این راستا نقش نخبگان اعم از دانشجو، استاد دانشگاه، فعال سیاسی و اجتماعی فزونی یافته تا دست در دست یكدیگر اجازه ندهند برگ دیگر تاریخ این كشور را كسانی رقم بزنند كه افق دیدشان تا نوك بینی‌شان است، هرجامعه‌ای كه سیاستمدارانش به خود و ماندگاری خود آن هم به هر قیمتی، اهمیت می‌دهند، آن جامعه محكوم به شكست است چرا كه «یكپارچگی» و «‌صداقت» در چنین جامعه‌ای در محاق قرار می‌گیرد و فریب، دروغ و نفاق جای آنها را می‌گیرد. در چنین جامعه‌ای اگر نخبگان قهر كنند، مردم نمی‌توانند پیام‌های صادقانه و فریبكارانه سیاستمداران را از یكدیگر تمیز دهند. در عصری كه هر كالایی با تبلیغات گسترده جلوه‌گری می‌كند، فرض كنید در این بازار مكاره یك سیاستمداری بخواهد همان كاری را با افكار عمومی انجام دهد كه یك تاجر با كالای تجاری خود می‌كند، حال چگونه می‌توان از مردمی كه با نور «تك كبریت‌های» روشن خود وارد بازارسیاست‌سازان و سیاست‌بازان می‌شوند، انتظار داشت كه راست را از دروغ تشخیص دهند. به هرحال، جامعه نخبگان ایران باید از تفرق بپرهیزند و حتی فراتر از جناح‌بندی‌های سیاسی در كنار یكدیگر قرارگیرند؛ چرا كه رفتار امروز نخبگان جامعه ما كه باید برگی دیگر از تاریخ را ورق بزنند، در تاریخ ثبت و ضبط می‌شود و اگر امروز برخی تردید‌ها در جمع محافظه‌كاران شكل گرفته و در پی بازی با برگه‌ای دیگر در انتخابات هستند، به دلیل آن است كه از پاسخ به تاریخ می‌ترسند.
امروز برخی از سربازان متمرد، «خاتمی‌هراسی» را سرلوحه تبلیغات انتخاباتی خود قرار داده‌اند تا شاید بتوانند از این «نمد» برای خود «كلاهی» درست كنند اما محافظه‌كاران عاقل باید در رفتار خود بازنگری كنند تا این بار با طناب آنها به چاه نیفتند و آینده سیاسی خود را به این طناب گره نزنند. تبلیغ خاتمی‌هراسی در واقع همان زرق و برق‌های كالایی است كه این بار در بازار مكاره یك گروه سیاسی در برابر چشمان مردم قرارگرفته تا شاید بتوانند بزرگان طیف خود را با این روش به دنبال خود بكشند و چون كالای‌شان از رنگ و‌ رو رفته است و مردم به ناكارآمدی آن پی برده‌اند، از این رو، به مثابه تجار بازار می‌خواهند هم با خریداران خود معامله كنند و هم مردم را گمراه نمایند. به نظر می‌رسد نخبگان سیاسی جریان محافظه‌كار كشور باری سنگین‌تر از اصلاح‌طلبان بر دوش دارند و برای رساندن این بار به سرمنزل مقصود، باید راهی دشوار را بپیمایند و تصمیمات سختی را بگیرند، اما به نظر می‌رسد این تصمیم باید عاقلانه و در جهت تنبیه سربازان متمرد باشد.
حسن محمدی

هیچ نظری موجود نیست:

قاسینا

پوست درختي است دوايي و بهترين آن سرخ رنگ و سطبر باشد مانند دارچيني درهم پيچيده بود، گرم و خشک است در سوم . (برهان ). پوست شاخهاي درختي است خوشبو. (آنندراج ) (منتهي الارب ). چند نوع است بهترين آن است که سرخ بود و چوب او باريک بود وپوست سطبر طعم و بوي آن خوش بود و زبان را بگزد در چوب آن منفعتي نيست در پوست آن است . گرم و خشک است بدرجه دويم بادهاي غليظ تحليل کند و در وي قوتي است قبض کننده و بدين قوت داروهاي قابض را ياري دهد و بقوت تحليل کننده داروهاي سهل را و بهر دو وقت اندامها را قوت دهد. رحمت خداوندي و قدرت آفريدگاري اين جا پديد آيد که مانند اين کارها درهم تعبيه کند از بهر منفعت بندگان فتبارک اللّه احسن الخالقين . (قرآن 23/14) (ذخيره خوارزمشاهي ). رجوع به الفاظ الادويه ، تحفه حکيم مومن ، فهرست مخزن الادويه و اختيارات بديعي شود. -سليخةالسودا ; نوعي از سليخة. (تحفه حکيم مومن ). فرزند. روغن بار درخت به آن پيش از آنکه تربيت آن کنند. (منتهي الارب ) (آنندراج ). سليخة الرمث و کذا سليخة العرفج ; چوب خشک وي (سليخة) است که مرعي نباشد. (منتهي الارب ).